IL-GÜN

 ايل- گون

  Garaşsyz türkmen neşriyesi

   نشريـــه مستـقـــل تـــرکمـــن

تماس با ما آرشيو صفحه اول
چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
-Wednesday, 08. September 2010Türkmençe
رهبری اصلاح طلبان و مطالبات ملی


"اعضای ترکمن ستادهای انتخاباتی موسوی تاکنون موضع مشخصی اتخاذ نکرده اند و حتی نشریات ترکمنی استان به تحلیل این انتخابات نپرداختند و برخی از دیگر نشریات حتی خبر نتایج شمارش آرای وزارت کشور را نیز منعکس نکردند." (از مقاله انتخابات ریاست جمهوری وترکمنها ـ قسمت چهارم ) . اما آقای آننا طواق توضیح نمیدهد که چرا فعالین ترکمن و نشریات ترکمنی استان هیچ عکس العملی در قبال این حرکت اجتماعی گسترده و این جنبش مطالباتی از خود نشان نمیدهند.

بررسی زمینه ها و دلایل این امر در راهیابی جنبش ملی در چارچوب این تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی میتواند بخشا کارساز باشد.

در سالهای نخست بعد از انقلاب و پس از درگیریهای گنبد، حکومت در ترکمن صحرا سیاست امنیتی ـ نظامی برقرار کرد. ترکمنها از بسیاری از حقوق اجتماعی خود محروم گردیدند. این سیاست تا زمان اصلاح طلبان ادامه داشت. در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گشایش نسبی در فضای سیاسی و اجتماعی منطقه، همانند سایر نقاط ایران، پیش آمد. فعالین سیاسی و فرهنگی ترکمن مجدانه به امید بهبود شرایط زندگی ترکمنها با اصلاح طلبان همراه گشتند. اما علیرغم تلاشهای بسیار از جانب ترکمنها در جهت اعتمادسازی، در این دوره نیز بغیر از یک یا دو نفر، آن هم در سطح پایینی، هیچ ترکمنی در سطح مدیریت کلان استان قرار نگرفت وترکمنها علیرغم وجود نیروهای مدبر، توانا، آگاه و متخصص همچنان مورد بی مهری وبی اعتمادی واقع گردیدند. این سیاست در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شکل هر چه عریان تری بخود گرفته و همان اندک دستاوردهای دوران حکومت آقای خاتمی نیز یکی پس از دیگری پس گرفته شدند. در تازه ترین نمونه در این رابطه میتوان به حذف دو کاندیدای برنده ترکمن در انتخابات مجلس هشتم از آق قلا و بندرترکمن اشاره نمود که آنان از جانب شورای نگهبان حذف گردیدند.

در جریان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و بدنبال انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری و حمایت وی از آقای میرحسین موسوی ، بخش غالب ترکمنها به اعتبار آقای خاتمی از وی حمایت کرده، ضمن آنکه برخی فعالین ترکمن نیز آمادگی خود را برای فعالیت انتخاباتی بسود آقای موسوی اعلام کردند. اما آقای موسوی و تیم ستاد انتخاباتی وی در استان گلستان در مقاطع قبل از انتخابات ریاست جمهوری فضای بی اعتمادی نسبت به فعالین ترکمن در ترکمن صحرا ایجاد نمود. آقای موسوی علیرغم آنکه برنامه ای در رابطه با مسائل ملیتها و یا بگفته وی "اقوام ایرانی" ارائه داد، اما در عمل حاضر نشد حتی یک نفر از فعالین ترکمن را که خواستار عضویت در ستاد بیست و چند نفره وی در استان گلستان بودند را بپذیرد.

آقای میرحسین موسوی و تیم وی در استان گلستان در عمل سیاست خود را در قبال ترکمنها بر "بی اعتمادی" بنا نهادند. اما علیرغم همه اینها،بخش غالب ترکمنها و نیروهای فعال آن با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به نفع اصلاح طلبان وبا امیدواری به تغییروضعیت جامعه، در کنار جنبش گسترده اجتماعی- اعتراضی برعلیه انتخابات مخدوش به رهبری آقای موسوی قرار گرفتند. اما ترکمنها و فعالین آن نمیتوانند در آتیه براحتی و بدون پیشداوری به نفع وی فعالانه وارد عمل شوند. این رابطه اکنون بایستی بازسازی شود.

با توجه به اعتراضات و تظاهرات گسترده و شعارهای مردم و مواضع طرفین درگیر، مسلما شرایط سیاسی و اجتماعی و توان حکومت همانند قبل از انتخابات نخواهد بود. اعترضات و مطالبات به اشکال دیگری ادامه خواهد یافت. اما تداوم جنبش سازمان تشکیلاتی مشخصی را می طلبد. در این راستا است که آقای موسوی اعلام کرد که جبهه ای را برای سازماندهی این جنبش و برای آینده سیاسی ایران تشکیل خواهد داد.

مسئله اصلی این جنبش مسلما فقط تقلب در انتخابات نیست،بلکه خواستها و مطالبات مردمی است که دراین سی سال از زمان انقلاب 57 تا به امروزجامه عمل نپوشیده است. خواستهای ملی ملیتهای ایران نیز بخشی از این مطالبات مردمی است، خواستهای مردمی که حفظ فرهنگ، زبان ودر یک کلام حفظ و تداوم هویت ملی و فرهنگی خود را خواهان بوده و مسلما همه آن هم نمیتواند جدا از مطالبات آزادیخواهانه و عدالت خواهانه و در راستای دمکراسی باشد.

اکثریت مردم ترکمن ودیگر ملیتهای تحت ستم در این انتخابات ریاست جمهوری از اصلاح طلبان و در رأس آنها از موسوی و کروبی حمایت نموده و به آنان رأی دادند. بطوریکه امروز نیز نیروهای مناطق ملی در تلاش برای آزادیهای سیاسی و اجتماعی حامیان بالفعل جنبش به رهبری اصلاح طلبان بشمار می آیند. اما در ادامه بخصوص زمانی که جبهه مورد نظر آقای موسوی شکل یابد ،باید یقین داشت که حمایت این نیروها در آتیه منوط به گنجاندن خواستها و مطالبات ملی آنها در برنامه این تشکل سیاسی خواهد بود.

جنبش کنونی جنبشی آزادیخواهانه و عدالت جویانه است و خواستهای مناطق ملی نیز نمیتواند جدا از آن باشد. قاعدتا جنبش های مناطق ملی همچون ترکمن صحرا همراه و همگام با این جنبش بایستی فعال باشند. اما متاسفانه بنا بر شرایط پیش آمده، بی اعتمادی متقابل وجود دارد و شاید گفته های آقای آنناطواق مبنی بر منعکس نشدن حتی نتایج انتخابات در سایتهای ترکمنی را بتوان در این راستا ارزیابی نمود. فعالین سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ترکمن در ترکمن صحرامسلما روند این تحولات را دقیقا مد نظر دارند ولی بقول ضرب المثل خودمان "آغزی بیشن اوغلان سووی اوفلأپ ایچه ر".

لذا برای جبهه ای که آقای موسوی قرار است آنرا بنا نهد، مهم اینست که این جبهه تا چه حد مسائل ملیتها را در برنامه خود قرار میدهد و علاوه بر آن و شاید مهمتر از آن اینکه، تا چه حدی توان و نیروی فعالین ملی مناطق ملی همچون ترکمن صحرا در این جبهه در راستای خواستهای عمومی و ملی جای خواهد یافت، امر تعیین کننده ای خواهد بود.

اگر روال همان روال قبل از انتخابات باشد و آنها بخواهند همچنان نیروهای ترکمن را در بایکوت بی اعتمادی قرار دهند، متقابلا آن نیز به ایجاد فضای بی اعتمادی و در نتیجه به کاهش پتانسیل عمومی نیرو و توان جنبش دمکراسی وآزادیخواهانه منجر خواهد گردید. دست دراز کردن و فشردن دست نیروهای ملیتها از جمله ترکمنها از جانب رهبران این جبهه نشانگر آگاهی، صداقت و زدوده شدن سیاستهای انحصارطلبانه و تقویت جبهه دمکراسی و ترقی خواهد بود.

اصلاح طلبان و در رأس آنها آقای موسوی زمانی رهبر عمومی خواهند شد که باوربه آزادی و دموکراسی در وجود آنان نهادینه شده و اعتقاد داشته باشند که خواستها و حقوق ملی ملیتهای تحت ستم ، با توجه به شرایط مشخص ایران، از مؤلفه های اصلی آن است.

آتیلا عمادی
13 مرداد 1388

نويسنده مطلب :
ايميل :
آدرس سايت :


نسخه مناسب چاپ اين متن را با ايميل بفرستيد بازگشت به صفحه اول


::  استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است  ::